رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 660غزل شمارهٔ 660شاعر: رومیوزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیہ: ردہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: قصیدهصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںنثرنا فی ربیع الوصل بالوردحنانینا فنعم الزوج و الفرد2نقل کریںز رویت باغ و عبهر میتوان کردز زلفت مشک و عنبر میتوان کرد3نقل کریںز روی زرد همچون زعفرانمجهانی را مزعفر میتوان کرد4نقل کریںبه یک دانه ز خرمنگاه ماهتفلکها را مسخر میتوان کرد5نقل کریںتو آن خضری که از آب حیاتتگدایان را سکندر میتوان کرد6نقل کریںدر آن حالی که حالم بازجوییمحالی را میسر میتوان کرد7نقل کریںنخاف العین ترمینا بسوفیا داود قدر حلقه السرد8نقل کریںبه خود واگرد ای دل زانک از دلره پنهان به دلبر میتوان کرد9نقل کریںجهان شش جهت را گر دری نیستچو در دل آمدی در میتوان کرد10نقل کریںدرآ در دل که منظرگاه حقستوگر هم نیست منظر میتوان کرد11نقل کریںچو دردی ماند جان ما در این زیراگر زیرست از بر میتوان کرد12نقل کریںز گولی در جوال نفس رفتیوگر نی ترک این خر میتوان کرد13نقل کریںالا یا ساقیا هات الحمیالتکفینا عناء الحر و البرد14نقل کریںدل سنگین عشق ار نرم گردددل ار سنگست جوهر میتوان کرد15نقل کریںبیار آن باده حمرا و دردهکز احمر عالم اخضر میتوان کرد16نقل کریںاز آن باده که پر و بال عیش استز هر جزوم کبوتر میتوان کرد17نقل کریںاز آن جرعه که از دریای فضل استبهشت و حور و کوثر میتوان کرد18نقل کریںچو تیرانداز گردد باده در خمز تیر باده اسپر میتوان کرد19نقل کریںو اسکرنا به کاسات عظامفان السکر دفع الهم و الحرد20نقل کریںچو باده در من آتش زد بدیدمکه از هر آب آذر میتوان کرد21نقل کریںبیا ای مادر عشرت به خانهکه جان را فرش مادر میتوان کرد22نقل کریںوگر در راه تو نامحرمانندتو را از جام چادر میتوان کرد23نقل کریںچو گشتی شیرگیر و شیرآشامسزای شیر صفدر میتوان کرد24نقل کریںبزن گردن املها را به بادهکز آن هر قطره خنجر میتوان کرد25نقل کریںسقاهم ربهم برخوان و می نوشکه هر دم عیش دیگر میتوان کرد26نقل کریںوگر ساغر نداری می بیاوردهان را همچو ساغر میتوان کرد27نقل کریںو اعتقنا به خمر من همومو جازی همنا بالدفع و الطرد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدلم امروز خوی یار داردهوای روی چون گلنار داردرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 659اگلی نظمبیا ای زیرک و بر گول میخندبیا ای راه دان بر غول میخندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 661زمینہم وزن و قافیہ نظمیںکلامت بس دقیق افتاد کلاکه در دقت ز مو فرقش توان کردجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 23به گرمای تموز از سرد سوزشصد و پنجه مسافر خشک بفشردسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 56آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور