شیرین سخنی در دل ما میخندد
بر خسرو شیرین سخنی میبندد
گه تند کند مرا و او رام شود
گه رام کند مرا و او میتندد
زمین
نه هر که زمانه کار او دربندد
فریاد و جزع بر آسمان پیوندد
سعدیمواعظرباعیاترباعی شمارهٔ 10
ماهی که کمر گرد قمر میبندد
غمگینم از اینکه خوشدلم نپسندد
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 811
هر کو بگشاده گرهی میبندد
بر حال خود و حال جهان میخندد
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 850
یاریکه مرا در غم خود میبندد
غمگینم از آنکه خوشدلم نپسندد
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 862
فارسی متن کا ماخذ: گنجور