صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر دوم
  4. »بخش 70 - باز الحاح کردن معاویه ابلیس را

بخش 70 - باز الحاح کردن معاویه ابلیس را

How Mu‘áwiya once more pressed Iblís hard.

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
گفت غیر راستی نرهاندت
داد سوی راستی می‌خواندت

He said, “Nothing but the truth will save you: justice is calling you to (speak) the truth.

22
راست گو تا وا رهی از چنگ من
مکر ننشاند غبار جنگ من

Tell the truth, so that you may be delivered from my hand: cunning will not lay the dust of my war (will not induce me to leave you in peace).”

33
گفت چون دانی دروغ و راست را
ای خیال اندیش پر اندیشه‌ها

He (Iblís) said, “How do you know (the difference between) falsehood and truth, O thinker of vain fancies, (you that are) filled with (idle) thoughts (about me)?”

44
گفت پیغامبر نشانی داده است
قلب و نیکو را محک بنهاده است

He answered, “The Prophet has given an indication: he has laid down the touchstone (criterion) for (distinguishing) the base coin and the good.

55
گفته است الکذب ریب فی القلوب
گفت الصدق طمانین طروب

He has said, ‘Falsehood is (the cause of) disquiet in (men's) hearts’; he has said, ‘Truth is (the cause of) a joyous tranquillity.’

66
دل نیارامد ز گفتار دروغ
آب و روغن هیچ نفروزد فروغ

The (troubled) heart is not comforted by lying words: water and oil kindle no light.

77
در حدیث راست آرام دلست
راستیها دانهٔ دام دلست

(Only) in truthful speech is there comfort for the heart: truths are the bait that entraps the heart.

88
دل مگر رنجور باشد بد دهان
که نداند چاشنی این و آن

Sick, surely, and ill-savoured is the heart that knows not (cannot distinguish) the taste of this and that.

99
چون شود از رنج و علت دل سلیم
طعم کذب و راست را باشد علیم

When the heart becomes whole (is healed) of pain and disease, it will recognize the flavour of falsehood and truth.

1010
حرص آدم چون سوی گندم فزود
از دل آدم سلیمی را ربود

When Adam's greed for the wheat waxed great, it robbed Adam's heart of health.

1111
پس دروغ و عشوه‌ات را گوش کرد
غره گشت و زهر قاتل نوش کرد

Then he gave ear to your lies and enticements: he was befooled and drank the killing poison.

1212
کزدم از گندم ندانست آن نفس
می‌پرد تمییز از مست هوس

At that moment he knew not scorpion (kazhdum) from wheat (gandum): discernment flies from one that is drunken with vain desire.

1313
خلق مست آرزواند و هوا
زان پذیرااند دستان تو را

The people are drunken with cupidity and desire: hence they are accepting your cheatery.

1414
هر که خود را از هوا خو باز کرد
چشم خود را آشنای راز کرد

Whoever has rid his nature of vain desire has (thereby) made his (spiritual) eye familiar with the secret.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گفت هر مردی که باشد بد گمان

نشنود او راست را با صد نشان

رومی»مثنوی معنوی»دفتر دوم»بخش 69 - باز تقریر ابلیس تلبیس خود را

اگلی نظم

قاضیی بنشاندند و می‌گریست

گفت نایب قاضیا گریه ز چیست

رومی»مثنوی معنوی»دفتر دوم»بخش 71 - شکایت قاضی از آفت قضا و جواب گفتن نایب او را

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00