صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر سوم
  4. »بخش 55 - دویدن گاو در خانهٔ آن دعا کننده بالحاح قال النبی صلی الله علیه وسلم ان الله یحب الملحین فی الدعا زیرا عین خواست از حق تعالی و الحاح خواهنده را به است از آنچ می‌خواهد آن را ازو

بخش 55 - دویدن گاو در خانهٔ آن دعا کننده بالحاح قال النبی صلی الله علیه وسلم ان الله یحب الملحین فی الدعا زیرا عین خواست از حق تعالی و الحاح خواهنده را به است از آنچ می‌خواهد آن را ازو

How a cow ran into the house of him that was praying importunately. The Prophet, may God bless him and grant him peace, has said, “God loves them that are importunate in prayer,” because the actual asking (of anything) from God most High and the importunity (itself) is better for the petitioner than the thing which he is asking of Him.

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
Toggle stanza 1
1

تا که روزی ناگهان در چاشتگاه

این دعا می‌کرد با زاری و آه

Until suddenly one day, (when) he was uttering this prayer with moaning and sighs at morningtide,

2

ناگهان در خانه‌اش گاوی دوید

شاخ زد بشکست دربند و کلید

Suddenly a cow ran into his house; she butted with her horns and broke the bolt and key.

3

گاو گستاخ اندر آن خانه بجست

مرد در جست و قوائمهاش بست

The cow boldly jumped into the house; the man sprang forward and bound her legs.

4

پس گلوی گاو ببرید آن زمان

بی توقف بی تامل بی امان

Then he at once cut the throat of the cow without pause, without consideration, and without mercy.

5

چون سرش ببرید شد سوی قصاب

تا اهابش بر کند در دم شتاب

After he had cut off her head, he went to the butcher, in order that he might quickly rip off her hide forthwith.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

آن یکی در عهد داوود نبی

نزد هر دانا و پیش هر غبی

رومی»مثنوی معنوی»دفتر سوم»بخش 54 - حکایت آن شخص کی در عهد داود شب و روز دعا می‌کرد کی مرا روزی حلال ده بی رنج

اگلی نظم

ای تقاضاگر درون همچون جنین

چون تقاضا می‌کنی اتمام این

رومی»مثنوی معنوی»دفتر سوم»بخش 56 - عذر گفتن نظم کننده و مدد خواستن

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور