بی قیمت است شکر از آن دو لبان اوی
کاسد شد از دو زلفش بازار شاهبوی
این ایغده سری به چه کار آید ای فتی
در باب دانش این سخن بیهده مگوی
تا صبر را نباشد شیرینی شکر
تا بید را نباشد بویی چو دار بوی
زمین
گل زد به باغ صبحدم اورنگ خسروی
برداشت بلبل از چمن آهنگ پهلوی
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 282
بگشای ساقیا به لب شط سر سبوی
وز خاطرم کدورت بغدادیان بشوی
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 919
شاها مبشری ز بهشتم رسیده است
رضوان سریر و حوروش و سلسبیل موی
حافظاشعار منتسبشمارهٔ 83
بلبل، ز شاخِ سرو، به گلبانگِ پهلوی
میخوانْد دوش، درسِ مقاماتِ معنوی
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 486
هر دم زبان مرده همی گوید این سخن
لیکن تو گوش هوش نداری که بشنوی
سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 227
جز برتری ندانی، گویی که آتشی
جز راستی نجویی، مانا ترازوی
رودکیابیات پراکندهشمارهٔ 176
فارسی متن کا ماخذ: گنجور