صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رودکی
  2. »قصاید و قطعات
  3. »شمارهٔ 63

شمارهٔ 63

شاعر: رودکی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: یر

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
1

وقت شبگیر بانگ نالهٔ زیر

... یر

2

دوستا، آن خروشِ بربط تو

خوشتر آید به گوشم از تکبیر

3

زاری زیر و این مدار شگفت

گر ز دشت اندر آورد نخجیر

4

تن او تیر، نه زمان به زمان

به دل اندر همی‌ گذارد تیر

5

گاه گریان و گه بنالد زار

بامدادان و روز تا شبگیر

6

آن زبان‌آور و زبانش نه

خبر عاشقان کند تفسیر

7

گاه دیوانه را کند هشیار

گه به هشیار برنهد زنجیر

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بود اَعْوَر و کوسج و لنگ و پس من

نشته برو چون کلاغی بر اعور

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 62 - در مذمت اسب خود

اگلی نظم

چاکرانت به گه رزم چو خیاطانند

گرچه خیاط نیَند، ای مَلک کشور گیر

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 64

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

شد به زلفش دل شکسته اسیر

رب سهل علیه کل عسیر

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 446

دل منه بر جهان که دور بقا

می‌رود همچو سیل سر در زیر

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 142

مردکی را چشم درد خاست، پیش بیطار رفت که دوا کن. بیطار از آنچه در چشم چارپای می‌کند در دیده او کشید و کور شد. حکومت به داور بردند گفت بر او هیچ تاوان نیست. اگر این خر نبودی، پیش بیطار نرفتی. مقصود از این سخن آن است تا بدانی که هر آن که ناآزموده را کار بزرگ فرماید با آن که ندامت برد به نزدیک خردمندان به خفت رای منسوب گردد.

ندهد هوشمند روشن‌رای

سعدی»گلستان»باب هفتم در تأثیر تربیت»حکایت شمارهٔ 14

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور