هست بر خواجه پیخته رفتن
راست چون بر درخت پیچد سن
این عجبتر که مینداند او
شِعر از شَعر و خنب را از خن
زمین
هیچ دانی که چیست دخل حرام
یا کدامست خرج نافرجام
سعدیمواعظمثنویاتشمارهٔ 11
هر که با داناتر از خود بحث کند تا بدانند که داناست، بدانند که نادان است.
چون در آید مِه از تویی به سخن
سعدیگلستانباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 36
بود فرزند بد بود به دو باب
زنده مالت برند و مرده ثواب
سناییحدیقة الحقیقه و شریعة الطریقهالباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراءالمدّعین ومذّمةالاطباء والمنجّمینبخش 16 - اندر مذمّت فرزند گوید
هر که چون کاغذ و قلم باشد
دو زبان و دو روی گاه سخن
سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 152
حی و قیوم آن سمیع بصیر
که ندارد مثال و شبه و نظیر
شیخ محمود شبستریسعادت نامهفصل پنجمبخش 1 - الفصل الخامس فی حیاته و سمعه و بصره تعالی علم الیقین
چیست آن جوهر هدایت فن
آسمان مولد و زمین مسکن
عرفیقصیدههاشمارهٔ 43 - چیستان در وصف شمع
فارسی متن کا ماخذ: گنجور