عرفی»رباعیها»رباعی شمارهٔ 86رباعی شمارهٔ 86شاعر: عرفیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ینمیباشدصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںعشق تو خرابات نشین می باشدکوی تو بهشت عقل و دین می باشد2نقل کریںدر دور تو هست جای دل در کف دستدر عهد تو جان در آستین می باشد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز خامشی ام جان به سخن می سوزدوز بی خودیم نقش وطن می سوزدعرفی»رباعیها»رباعی شمارهٔ 85اگلی نظمدردا که اجل رسید و درمان نرسیدتوفیق به غور شور بختان نرسیدعرفی»رباعیها»رباعی شمارهٔ 87ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور