عرفی»رباعیها»رباعی شمارهٔ 124رباعی شمارهٔ 124شاعر: عرفیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ردهشودہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبی یاد لب تو خضر دل مرده شودبی فیض رخت بهشت پژمرده شود2نقل کریںپژمرده شود دلم ز تاثیر غمتاز آتش اگر کباب افسرده شود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتوفیق گذشته گر به ما باز آیداین بخت عجوز بر سر ناز آیدعرفی»رباعیها»رباعی شمارهٔ 123زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدل شمع تو شد به یک نفس مرده شودور زنده شود جان به لب آورده شودعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 10شمع آمد و گفت: گه دلم مُرده شودگه در سوزم عمر به سر بُرده شودعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 96ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
دل شمع تو شد به یک نفس مرده شودور زنده شود جان به لب آورده شودعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 10
شمع آمد و گفت: گه دلم مُرده شودگه در سوزم عمر به سر بُرده شودعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 96