صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 518

غزل شمارهٔ 518

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

قافیہ: اکردهیی

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

در شهر و کو هنگامه‌ها بهر تماشا کرده‌ای

تا خلق را غافل کنی صد فتنه برپا کرده‌ای

2

وسواسیان عقل را در قید شرع افکنده‌ای

سوداییان عشق را سرگرم سودا کرده‌ای

3

روز قیامت هم عجب گر کام مشتاقان دهی

تو کز فریب وعده‌ای دل‌ها شکیبا کرده‌ای

4

زلفی پر از خاص و خدم رویی گرفتارش حشم

عرض تجمل دیده‌ای آهنگ غوغا کرده‌ای

5

در خلوت و عزلت ز تو غایب نمی‌گردد کسی

صد عابد مستور را در شهر رسوا کرده‌ای

6

نی یار و محرم را گذر نی صبر و راحت را مقر

آخر درین ویرانه دل تنها چسان جا کرده‌ای

7

ترسم که در روز جزا گیرند خلقی دامنت

با دیگران باری مکن جوری که با ما کرده‌ای

8

این عشق کآغاز از تو شد آخر سرانجامی بده

تحریک شوقی داده‌ای کاری تقاضا کرده‌ای

9

هر عشوه می‌خواهی بده پیش «نظیری» نسیه نیست

امروز نقدی در نظر گر وعده فردا کرده‌ای

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

غم به سزا داده‌ای دل به نوا کرده‌ای

از تو پذیرفته‌ام هرچه عطا کرده‌ای

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 517

اگلی نظم

دگر خدا بود ای دل سر کجا داری

که یک دو روز شد آتش به زیر پا داری

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 519

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور