صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 517

غزل شمارهٔ 517

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

قافیہ: اکردهای

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

غم به سزا داده‌ای دل به نوا کرده‌ای

از تو پذیرفته‌ام هرچه عطا کرده‌ای

2

جز گل و برگ رضا حاصل تسلیم نیست

بیخ ستم کنده‌ای قطع جفا کرده‌ای

3

نوبت شادی زدیم بندگی از ما نرفت

شهره به داغ توایم گرچه رها کرده‌ای

4

جفت بلا چون شدیم گرنه به روز الست

ما که بلی گفته‌ایم فهم بلا کرده‌ای

5

هرکه تو ردش کنی مفت نگیرد کسی

هم تو به هیچم بخر چون تو بها کرده‌ای

6

عشق تو مستی به خلق بی می و ساغر دهد

بر در میخانه‌ام از چه گدا کرده‌ای

7

هرکه جمال تو دید دولت جاوید یافت

سایه زلف سیه پر هما کرده‌ای

8

ما ز قصور ادب غرق گنه گشته‌ایم

تو ز علوی حیا ستر خطا کرده‌ای

9

غایب و حاضر به ما در همه‌جا بوده‌ای

پشت به تو کرده‌ایم روی به ما کرده‌ای

10

گریه شب رو کند شحنگی دل چرا؟

مردمک دیده را لعل قبا کرده‌ای

11

قطع مودت نمای یار «نظیری» مباش

سایه گر از آفتاب هیچ جدا کرده‌ای

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دل بر این ناخوش آشیانه منه

چشم بر شفقت زمانه منه

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 516

اگلی نظم

در شهر و کو هنگامه‌ها بهر تماشا کرده‌ای

تا خلق را غافل کنی صد فتنه برپا کرده‌ای

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 518

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور