نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 38شمارهٔ 38شاعر: نظیری نیشابوریوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ونمیجوشدہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگر دست تو بحر نیست چون میجوشدبحرست که از درون برون میجوشد2نقل کریںخاصیت بخششی که در طینت تستاز دست سخاوتت به خون میجوشد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشب مست ز خانقه برونم بردندتا دیر به نعل واژگونم بردندنظیری نیشابوری»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 37اگلی نظمارباب زمانه آفت دل باشندچون موج سراب نقش باطل باشندنظیری نیشابوری»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 39زمینہم وزن و قافیہ نظمیںآن بحر که دم به دم فزون میجوشدوز حسرت او هزار خون میجوشدعطار»مختارنامه»باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد»شمارهٔ 20در غنچه نگاه کن که چون میجوشدپیکانش نگر که همچو خون میجوشدعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 47ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشب مست ز خانقه برونم بردندتا دیر به نعل واژگونم بردندنظیری نیشابوری»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 37
اگلی نظمارباب زمانه آفت دل باشندچون موج سراب نقش باطل باشندنظیری نیشابوری»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 39
آن بحر که دم به دم فزون میجوشدوز حسرت او هزار خون میجوشدعطار»مختارنامه»باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد»شمارهٔ 20
در غنچه نگاه کن که چون میجوشدپیکانش نگر که همچو خون میجوشدعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 47