عطار»مختارنامه»باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد»شمارهٔ 20شمارهٔ 20شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ونمیجوشدہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںآن بحر که دم به دم فزون میجوشدوز حسرت او هزار خون میجوشد22نقل کریںگویی که به نوعی دگر و شکل دگرهر لحظه ز هر ذرّه برون میجوشد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمجایی که درو نه شیب ونه بالا بودنه جسم و جهت نه جنبشِ اجزا بودعطار»مختارنامه»باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد»شمارهٔ 19اگلی نظمبحری که در او دو کون ناپیدا بوداو بود و جز او نمایش سودا بودعطار»مختارنامه»باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد»شمارهٔ 21◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںگر دست تو بحر نیست چون میجوشدبحرست که از درون برون میجوشدنظیری نیشابوری»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 38در غنچه نگاه کن که چون میجوشدپیکانش نگر که همچو خون میجوشدعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 47◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمجایی که درو نه شیب ونه بالا بودنه جسم و جهت نه جنبشِ اجزا بودعطار»مختارنامه»باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد»شمارهٔ 19
اگلی نظمبحری که در او دو کون ناپیدا بوداو بود و جز او نمایش سودا بودعطار»مختارنامه»باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد»شمارهٔ 21
گر دست تو بحر نیست چون میجوشدبحرست که از درون برون میجوشدنظیری نیشابوری»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 38
در غنچه نگاه کن که چون میجوشدپیکانش نگر که همچو خون میجوشدعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 47