عطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 47شمارهٔ 47شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ونمیجوشدہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدر غنچه نگاه کن که چون میجوشدپیکانش نگر که همچو خون میجوشد2نقل کریںبلبل سرِپیکانش به منقار بسفتخون از سرِ پیکانش برون میجوشد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبلبل به سحر نعرهزنان میآشفتوز غنچهٔ سر تیز حدیثی میگفتعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 46اگلی نظمچون شور ز گل در دل بلبل افتاددر هر رگ او هزار غلغل افتادعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 48زمینہم وزن و قافیہ نظمیںگر دست تو بحر نیست چون میجوشدبحرست که از درون برون میجوشدنظیری نیشابوری»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 38آن بحر که دم به دم فزون میجوشدوز حسرت او هزار خون میجوشدعطار»مختارنامه»باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد»شمارهٔ 20ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبلبل به سحر نعرهزنان میآشفتوز غنچهٔ سر تیز حدیثی میگفتعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 46
اگلی نظمچون شور ز گل در دل بلبل افتاددر هر رگ او هزار غلغل افتادعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 48
گر دست تو بحر نیست چون میجوشدبحرست که از درون برون میجوشدنظیری نیشابوری»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 38
آن بحر که دم به دم فزون میجوشدوز حسرت او هزار خون میجوشدعطار»مختارنامه»باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد»شمارهٔ 20