صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 151

غزل شمارهٔ 151

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: اشود

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

بر قفا چشمت نمی افتد چو این در واشود

آن زمان درگاه بشناسی که صدرت جا شود

2

آن که او در کلبه احزان پسر گم کرد یافت

تو که چیزی گم نکردی از کجا پیدا شود

3

دوست دارد از غریبان ناله بیچارگی

عشق می خواهد که کشتی غرق در دریا شود

4

هرکه می خواهد که منشور خراباتش دهند

باید اول خانمان برهم زن و رسوا شود

5

زو همه خوبی زما زشتی همانا لایق است

پرده ما بسته ماند پرده او واشود

6

شد بهار عمر و ناپخته است انگورم هنوز

نیست معلومم که آخر سرکه یا صهبا شود

7

عمره آن کو برآرم، پایم ار آید به کار

حلقه آن دربگیرم دستم ار گیرا شود

8

کم «نظیری » راست بر جایی نظر افگنده ام

وای اگر روز جزا چشم و دلم گویا شود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بیگانه چون رود به در آشنا رود

آن کس که آشنای تو باشد کجا رود

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 150

اگلی نظم

دوران می حسرت همه در ساغر ما کرد

بر هرچه نهادیم دل از دیده جدا کرد

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 152

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

از سر کو آن پری چون ناگهان پیدا شود

جای آن باشد که مردم در میان شیدا شود

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 680

گر ز هجران چشم من زینگونه خون پالا شود

جای آن دارد که گرد من ز خون دریا شود

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 238

در دیار مصر اگر یوسف رخی پیدا شود

در خراسانم دل از سودای او شیدا شود

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 98

در سخن گفتن خطای جاهلان پیدا شود

تیر کج چون از کمان بیرون رود رسوا شود

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2655

در دل هرکس که ذوق جستجو پیدا شود

قطره اش در عین گوهر واصل دریا شود

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2656

هر که پیوندد به اهل دل، به جان بینا شود

هر چه رزق طوطی از شکر شود گویا شود

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2657

دل ز قید جسم چون آزاد گردد وا شود

چون حباب از خود کند قالب تهی دریا شود

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2658

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور