صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »قصاید
  4. »شمارهٔ 36 - مطلع سیوم در صفت شعر

شمارهٔ 36 - مطلع سیوم در صفت شعر

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

قافیہ: اناو

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
1

شعر مسیح دلست معنی او جان او

چاشنی عاشقی شربت دکان او

2

جوهری از شعر نیست راست نماینده تر

آینه فهم هاست نکته پنهان او

3

گرچه به جولان فهم پی به سخن برده اند

گرد سخن گشته اند قافیه سنجان او

4

گرچه سخن نقطه ایست از سر پرگار طبع

هست به وسعت برون از خط دوران او

5

بلبل وحی اندکی اوج فراتر گرفت

ورنه ز یک پرده اند این من و آن او

6

گر به خیال دگر از سخن افتاده اند

بحر غلط کرده اند قافیه سنجان او

7

نسخه شعر مرا گر به عطارد برند

مقطع شعرم شود مطلع دیوان او

8

نکته مستانه ام گر بسراید ادیب

لوح و قلم بشکند طفل دبستان او

9

باد که در بوستان عطرفروشی کند

بر ورقم سوده است گوشه دامان او

10

هرکس ازاین بارگاه خواهش خود می گرفت

ذائقه من شناخت چاشنی خوان او

11

اهل سخن ناخنی بر دل هم می زدند

زخم مرا خوش نمود گرد نمکدان او

12

وسوسه خاطرم آب سخن تیره داشت

شکر کنون روشنست چشمه حیوان او

13

گرچه به پیمانه ام زهر کند روزگار

شهدفروشی کنم بر در دکان او

14

عقل چهل سال چنگ در جگر خاره زد

نقب کنون خورده است بر گهر کان او

15

با صدفم ابر جود فیض هنر دیده است

باز نمی ایستد ژاله نیسان او

16

ورچه به خون ریزیم دار زند آسمان

مدح سرایی کنم در ته زندان او

17

چرخ که زخمم زند نیست ز نقصان من

گوی سخن برده ام از خم چوگان او

18

دهر که خصمم شود کی ز قصور منست

عرض هنر کرده ام بر سر میدان او

19

سعدی و سعدش که اند من که سخن آورم

غیرت خاقانیست حسرت خاقان او

20

شاهد طبع مرا نعت برازنده است

پیرهن مصطفاست بر قد حسان او

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

برزده فصل بهار سر ز گریبان او

سنبل تر ریخته طره به دامان او

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 35 - مطلع دوم در صفت بهار

اگلی نظم

وادی یثرب کجاست؟ آه ز حرمان او

دامن دل می کشد خار مغیلان او

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 37 - مطلع چهارم در نعت سیدالمرسلین

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

او بخرامش چو سیل ما همه ویران او

هرچه ز ما شد خراب رفت به جولان او

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 34 - ایضا این قصیده بعد از مراجعت مکه معظمه به هندوستان در نعت سیدالمرسلین مذیل به مدح ابوالفتح بهادر عبدالرحیم خان خانان بن بیرام خان فایض گردیده مطلع اول در تعریف بهار

برزده فصل بهار سر ز گریبان او

سنبل تر ریخته طره به دامان او

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 35 - مطلع دوم در صفت بهار

وادی یثرب کجاست؟ آه ز حرمان او

دامن دل می کشد خار مغیلان او

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 37 - مطلع چهارم در نعت سیدالمرسلین

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور