صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 240

غزل شمارهٔ 240

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: وننمیرود

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

هرگز به سیر گل دل محزون نمی‌رود

یار از خیال غم‌زده بیرون نمی‌رود

2

عشق از جهان بریدن و از جان گذشتن است

کار وفا ز پیش به افسون نمی‌رود

3

مردان به جا به عزم و توکل رسیده‌اند

یک دل رمیده نیست که در خون نمی‌رود

4

از زخم عشق در بن هر سنگ کشته‌ای‌ست

از خون ما کجاست که جیحون نمی‌رود؟

5

لذت به خواب میرد و شادی به غافلی

در هر دلی که او به شبیخون نمی‌رود

6

در حرف تلخ نوش لبان صد دقیقه است

کوتاه‌بین ز لفظ به مضمون نمی‌رود

7

مرغان دشت را ز غم دل جراحتست

شب نیست کاین خروش به هامون نمی‌رود

8

از بس که رد شد از در مقصود حاجتم

آهم ز انفعال به گردون نمی‌رود

9

آن را که گوش دل شنود ناله‌ای بس است

عاشق به درس پیش فلاطون نمی‌رود

10

راه وفا ز تفرقه عشق بسته شد

دیری‌ست ناقه بر سر مجنون نمی‌رود

11

بوی نسیم فقر «نظیری» شنیده است

از ره به تاج و تخت فریدون نمی‌رود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چون ابر بهاری به سرم سایه فکن شد

بر هر بر بومم که نظر کرد چمن شد

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 239

اگلی نظم

دریغ نقش امل ها بر آب جو بستند

به حسن لاله و گل رنگ آرزو بستند

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 241

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

حکم خرد به مردم مجنون نمی‌رود

دیوانه است هرکه به هامون نمی‌رود

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4254

از دیده ام کدام نفس خون نمی رود

سیل هزار زهر به جیحون نمی رود

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 244

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور