صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »قصاید
  4. »شمارهٔ 42

شمارهٔ 42

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: راورده

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
11

نبی که معجز ماه دو پیکر آورده

مثال نور خود و نور حیدر آورده

22

فراز منبر یوم الغدیر این رمزست

که سر ز جیب محمد علی برآورده

33

حدیث «لحمک لحمی » بیان این معنیست

که بر لسان مبارک پیمبر آورده

44

خدای از آدمشان تا به آل عبد مناف

به صلب پاک و به بطن مطهر آورده

55

هم از سرایت این نور آل زهرا را

نبی به زیر عبا با علی درآورده

66

قوی بذریت خویش دیده ظهر علی

پیمبرش شب هجرت به بستر آورده

77

به آب زمزم و خاک صفا سرشته گلش

حقش به حکمت و عفت مخمر آورده

88

نهاده وقت ولادت به خاک کعبه جبین

نیاز و بندگی از بطن مادر آورده

99

خدیجه نور نبی دیده در جبین علی

به شادمانی داماد دختر آورده

1010

بعرس فاطمه و مرتضی نثار ملک

درخت های جنان حله ها برآورده

1111

درخت طوبی اسناد جنت و انهار

برون به نام محبان حیدر آورده

1212

سزد که خاک کشد آفتاب اندر چشم

ز معدنی که چو سبطین گوهر آورده

1313

درون قبه بیضاست جای ذوالقرنین

ز عرش آل عبا رخت برتر آورده

1414

علی به جای سر است از جسد پیمبر را

که صحتش همه رای منور آورده

1515

برو به سبقت اسلام کس مقدم نیست

به بعثت نبی ایمان برابر آورده

1616

هزار شاهد عادل به مجمع اسلام

به دعوی «انا صدیق اکبر» آورده

1717

نبی به کودکی اسلام کرده تعلیمش

نه همچو غیر به ایمانش کافر آورده

1818

به دوستکانی این باده از لبان حبیب

کرامتیست که ساقی کوثر آورده

1919

ز قول ثابت «لولا علی » برجم نسا

به فضل خویش مثالی مقرر آورده

2020

ندای «بخ بخ لک یا علی مولایی »

گواه نص ولایت به محضر آورده

2121

خلاف مشورت او که کرده ذوالنورین

خروش توبه به بالای منبر آورده

2222

محل شدت نیران فتنه اشرار

علی ز مهلکه اش بارها برآورده

2323

بیان صفدر کرار عسکر فرار

به شرح واقعه حرب خیبر آورده

2424

نبی به وقت مؤاخات عزت و اصحاب

به لفظ و صدق علی را برابر آورده

2525

چو بر ولایت او هر نبی شده مبعوث

زمان ازو که درین کار بهتر آورده؟

2626

وصی کسیست که تجهیز مصطفی کرده

نه آن که میل به محراب و منبر آورده

2727

میان خوف و رجا داده حق نشان نجات

نبی که مندر و والی رهبر آورده

2828

گشایش از در دیگر مجو به حکم خدا

که غیر باب علی را به گل برآورده

2929

کسی ز آتش دوزخ بری نخواهد ماند

مگر کسی که تولا به حیدر آورده

3030

خلاف نیست روا در خلیفه ای که نبیش

«خلیفتی و خلیلی » مکرر آورده

3131

امام اوست که در تن حیات موتا را

چو عیسی از نفس روح پرور آورده

3232

ز بس محبت سکان آسمان ایزد

به شکل او ملکی را مصور آورده

3333

مقام مجد گرفته به عرش علیین

لوای حمد به صحرای محشر آورده

3434

چگونه نور کسی را به گل توان اندود

که آفتاب فرو رفته را برآورده

3535

چگونه قول کسی را توان به خاک انداخت

که سنگ ریزه گرفتست و گوهر آورده

3636

همای همت زوج بتول آن مرغیست

که دولت دو جهان زیر شهپر آورده

3737

بیان نسبت خود کرده با خلیل علی

برون ز کعبه صنم های آزر آورده

3838

ز کوی نخوت و پندار احتسابت او

کلیم مست و براهیم بتگر آورده

3939

خدا دوازده تن را ز عترت اطهار

امام خلق جهان تا به محشر آورده

4040

کسی که پی به امام زمان خود نبرد

رسول صادقش از خیل کافر آورده

4141

تویی امام که اقرار بر امامت تو

صهیب و جابر و سلمان و بوذر آورده

4242

نه والیی که به حقیت ولایت خویش

سجل به مهر رئیس و توانگر آورده

4343

خدا محبت آل تو کرده فرض و تو را

به آیت «الوالارحام » سرور آورده

4444

زبیر و طلحه که از بیعتت برون شده اند

اجل به نزد خداشان مکدر آورده

4545

قضای چرخ بر آن جاهلی زند خنده

که در مشاوره حرف مزور آورده

4646

همان که خسته اشرار کرده عثمان را

عزا نهاده به پاداش و لشکر آورده

4747

سگان دست برو گرد کنند نوحه سزاست

مخدرات رسول از حرم برآورده

4848

سپه که خوانده به جنگ جمل زبیر عوام

کف خسی به سر راه صرصر آورده

4949

معاندان که سبب گشته حرف صفین را

صف غزال به جنگ غضنفر آورده

5050

معاندان تو را نیست مغفرت که رسول

به تو محاربه با خود برابر آورده

5151

مگوی خال که خال نبی به کتف نبی است

نه قرحه ای که سزاوار نشتر آورده

5252

نزاع و صلح تو میزان باطل و حقست

که بهر دوزخ و فردوس داور آورده

5353

دلیر تیغ نرانم به موی استردن

که یار شیفته مو خال بر سر آورده

5454

کدام روز؟ که گفته‌ست ابن ملجم را؟

به مهر فاحشه ای خون حیدر آورده

5555

خوشا علی که چنان در نماز محو شده

که سجده با الم زخم منکر آورده

5656

عجایب این که به شکل خود و لباس نبی

به کفن و دفن خود اعرابیی درآورده

5757

نموده مرده و زنده دو تن به یک صورت

ز یک حقیقت مخفی دو پیکر آورده

5858

میان احمد و حیدر تمیز نتوان کرد

درین مقام بیانی سخنور آورده

5959

همان که گشته پسر را تکاور از سهر مهر

برای نعش پدر هم تکاور آورده

6060

سخن به پرده علی گفته در شب معراج

صباح تهنیه پیش پیمبر آورده

6161

نبی ز زله شب نیم سیب کرده عیان

ز جیب نیمه دیگر علی برآورده

6262

ز فکر بوالعجبی های قادر بیچون

به حیرتم که عجایب دو مظهر آورده

6363

هراس نیست ز فوت و فنا «نظیری » را

که پی به چشمه خضر و سکندر آورده

6464

کدورت از چه جهت رو دهد؟ محبی را

که از ولای علی دل منور آورده

6565

چه کم کند ز جلال کسی زیان جهان؟

که خواجگی ز غلامی قنبر آورده

6666

به نظم آخرت از دست داده دنیا را

فکنده رخت به دریا و گوهر آورده

6767

کسی ز طاعت و خدمت زیان نمی بیند

که هر که تحفه رطب برد شکر آورده

6868

قبول سمع تو کافیست یا علی ولی

زمانه گوش تمیز از ازل کر آورده

6969

ز آستان تو دورم اگر به بیداری

مرا به واقعه نور تو در بر آورده

7070

ازان شبی که به این خواب گشته ام مسرور

خرد به هر نظرم پایه برتر آورده

7171

به مدحت تو بس این عز که همگنان گویند

برات جایزه بر حوض کوثر آورده

7272

صلت که می طلبد بنده ثناگویت

مناقب تو نگویم که در خور آورده

7373

هنر بس است همین کز برای ختم سخن

درود پاک بر آل مطهر آورده

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای جلالت خلوت از اغیار تنها ساخته

حکمت تو از کرم دی کار فردا ساخته

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 41 - یک قصیده

اگلی نظم

ز هنر به خود نگنجم به خم می مغانی

بدرد لباس بر تن چو بجو شدم معانی

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 43 - این قصیده در ایام عزیمت مکه معظمه و وداع دوستان در نعت همان مقام علیه متبرکه مذیل به مدح ابوالفتح بهادر عبدالرحیم خان گفته شده

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

منم ز عشق سر از عرش برتر آورده

به زیر پای سر نه فلک درآورده

عراقی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 22 - ایضاله

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور