صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عراقی
  2. »دیوان اشعار
  3. »قصاید
  4. »قصیدهٔ شمارهٔ 22 - ایضاله

قصیدهٔ شمارهٔ 22 - ایضاله

شاعر: عراقی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: راورده

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
1

منم ز عشق سر از عرش برتر آورده

به زیر پای سر نه فلک درآورده

2

به بحر نیستی از بیخودی فرو رفته

سر خودی ز در بیخودی در آورده

3

نهاده پای طرب بر سر بساط نیاز

گرفته دست تمنا و بر سر آورده

4

همای همت من باز کرده بال طرب

دو کون و هر چه درو زیر یک پر آورده

5

اساس قصر جلالم عنایت ازلی

بسی ز کنگرهٔ عرش برتر آورده

6

برید شوق من از خلعت صفات، مرا

به ملک وصل مثالی مقرر آورده

7

ز آسمان به من از روح قدس هر نفسی

برید جانم روح معطر آورده

8

به بوستان جهان بهر گلبنان حیات

هزار جوی روان به ز کوثر آورده

9

برای صدرنشینان درگهم، رضوان

ز شاخ طوبی صد چتر بر سر آورده

10

فلک به مشعله داری درگهم هر شب

دو صد هزار مشاعل ز اختر آورده

11

به حضرتم خضر آب حیات جان افزا

بهر صبوح به جام سکندر آورده

12

محیط خاطر من هر زمان به هر موجی

هزار گوهر الهام بر سر آورده

13

زمین فهم من از فیض تازه بر دارد

درخت فضل من از غیب نوبر آورده

14

رسید شمه‌ای از طیب خلق من به صبا

از آن به صبح نسیم معطر آورده

15

هزار خم ز می صاف عشق نوشیده

از آن به دردکشان یک دو ساغر آورده

16

خراب کرده رسوم جهان بی‌معنی

ورای رسم جهان رسم دیگر آورده

17

به نزد اهل معانی نکرده یک دعوی

هزار شاهد معنی به محضر آورده

18

رسیده بر سر گنج جواهر عزت

از آن خزانه دمی بس توانگر آورده

19

برای غمزدگان منطق طرب زایم

مفرح سخن روح‌پرور آورده

20

ز مرغزار عراق آمده به وادی هند

از آن ریاض نسیمی برابر آورده

21

به هند طوطی نطقم تبرزد افشانده

به مولتان سخنی همچو شکر آورده

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای جلالت فرش عزت جاودان انداخته

عکس نورت تابشی بر کن فکان انداخته

عراقی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 21 - در توحید

اگلی نظم

ای رخت مجمع جمال شده

مطلع نور ذوالجلال شده

عراقی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 23 - ایضاله

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

نبی که معجز ماه دو پیکر آورده

مثال نور خود و نور حیدر آورده

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 42

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور