صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 386

غزل شمارهٔ 386

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: ف

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

فتنه با زلف تو گرفته طرف

دل ما را نمی دهد از کف

2

نیم کش سر دهی خدنگ نگاه

بگذرانی ز صد هزار صدف

3

دست برد نگاه چالاکت

مرد برباید از میانه صف

4

به تو سلطان خزانه داو کند

رفته بازی و مهره گشته تلف

5

عاق بر مادر و پدر گردد

از نکو پروریدن تو خلف

6

بر بساطی که بندگان تواند

خواجه را بر غلام نیست شرف

7

هرکجا نغمه و ترانه تست

از کف مطربان نیفتد دف

8

جعد اگر ز آفتاب برداری

ننماید به روی ماه کلف

9

آن چه بی روی تو «نظیری » دید

بی سلیمان ندیده بود آصف

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

آنی به اثر داری و شأنی به تصرف

دل ها نشود شیفته کس به تکلف

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 385

اگلی نظم

تو این گشاد و گره‌ها به دام فکر مباف

امید نیست که عنقا برآید از پس قاف

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 387

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

اَعرابی را دیدم در حلقهٔ جوهریانِ بصره که حکایت همی‌کرد که: وقتی در بیابانی راه گم کرده بودم و از زاد معنیٰ چیزی با من نمانده بود و دل بر هلاک نهاده، که همی ناگاه کیسه‌ای یافتم پُر مروارید. هرگز آن ذوق و شادی فراموش نکنم که پنداشتم گندمِ بریان است، باز آن تلخی و نومیدی که معلوم کردم که مروارید است!

در بیابانِ خشک و ریگِ روان

سعدی»گلستان»باب سوم در فضیلت قناعت»حکایتِ شمارهٔ 15

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور