صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 202

غزل شمارهٔ 202

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: نگافتد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

پس از نه مه جهان را دامن عیشی به چنگ افتد

مرقع تا کدامین خار و خارا را به رنگ افتد

2

نخستین جامه بر اندازه حسن تو ببریدند

قبا بر قد سرو از بهر آن کوتاه و تنگ افتد

3

به عشق رویت از دل ارغوان و لاله می چینم

شراره لعل گردد مهر خورشید ار به سنگ افتد

4

فگنده دل خراشی های رنجش خسته و زارم

مباد آیینه را قسمت که در جنگال زنگ افتد

5

پس از وارستگی در قید زلفش تازه افتادم

بتر از نومسلمانی که در قید فرنگ افتد

6

ز حسرت سوختم وز شرم دودی برنیاوردم

الهی آتشی در خانه ناموس و ننگ افتد

7

ترقی در توجه کم شود عشق مجازی را

به منزل کی رساند؟ مرد را همت چو لنگ افتد

8

تمنای گهر سرگشته ام دارد به دریایی

که در هر گام صد جا راه بر کام نهنگ افتد

9

جنیبت دار راهند انده و ذوق جهان هم را

نه سوری بی عزا آید نه شهدی بی شرنگ افتد

10

همیشه همچو اجزای خط پرگار در کاریم

کجا در دور چرخ و گردش انجم درنگ افتد

11

«نظیری » بهر حظ تن اسیر نفس گردیدی

چه نصرت در گذرگاهی؟ که آهو با پلنگ افتد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

درین دیار عجب مطربان یک رنگند

که دل برند به صد راه و بر یک آهنگند

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 201

اگلی نظم

بی تو بر بال و پر مرغان گلستان تنگ بود

صوت بلبل در حریم باغ بی آهنگ بود

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 203

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چنین کز تاب می گلبرگ حسنت شعله‌رنگ افتد

مصور گر کشد نقش تو آتش در فرنگ افتد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 924

شود خون عاقبت هر دل که زلفش را به چنگ افتد

خلاصی نیست هر کس را که در قید فرنگ افتد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2799

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور