شاعر: نظیری نیشابوری
داراب دوم طفل فلک مهد جلی قدر
رخسار ظفر حسن کرم نور عقیده
نیک آمدی ای چشم جهانی به تو روشن
طالع گل اقبال ز مولود تو چیده
هر حرف پسندیده که در نسخه فضل است
در پشت پدر گوش قبول تو شنیده
تا در دل مریم هوس دایگی تست
عیسی ز یتیمی سر انگشت مکیده
گویا ز لب اعجاز فرو شسته مسیحا
روزی که به سرچشمه خورشید رسیده
زان شربت جان بخش که اکسیر وجودست
یک قطره مگر در صدف جاه چکیده
ماهی چو تو از گوشه مسند شده طالع
نورت ز الف تا افق ملک رسیده
نازم ادبت را که به تعظیم برادر
یک سال عنان را ز جهان بازکشیده
زین پیش تن ملک قوی بود به یک دل
اکنون سر ملکست خوش از نور دو دیده
تاریخ تو بر جبهه ایام نگارست
«صبح دوم از مشرق اقبال دمیده »
زمین
آن شیخ چه دیده ست که در خانه خزیده
با خویشتن آمیخته وز خلق بریده
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 853
اشکی که تو را بر گل رخسار دویده
باران بهار است که بر لاله چکیده
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 895
ای آنک تو را ما ز همه کون گزیده
بگذاشته ما را تو و در خود نگریده
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2332
ای طبل رحیل از طرف چرخ شنیده
وی رخت از این جای بدان جای کشیده
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2334
ای یار جفا کردهٔ پیوند بریده
این بود وفاداری و عهد تو ندیده؟
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 494
فارسی متن کا ماخذ: گنجور