صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »قطعات
  4. »شمارهٔ 1 - آغاز

شمارهٔ 1 - آغاز

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 10

صنف: قطعه

Toggle stanza 1
1

سپهر قدرا بر درگهت «نظیری » را

گمان نبود که بیند به کام دل دشمن

2

اگرچه دل که ز پیوند تو بریده شود

به راحتش نتوان دوختن به صد سوزن

3

به عده تو نشستم پری وشی زادم

که خاطرم به عطای تو بود آبستن

4

دمی به نظم جواهر کنار و کف بگشا

که رشته زیر زبانم گسسته در عدن

5

دگر به سوی سخن زین غضب نمی آیی

که من به دقت مدح تو درشدم به سخن

6

تو گر ز راه سخن در روی به مدحت خویش

به آن زمان به طریق ادب برانم من

◆

اگلی / پچھلی نظم

اگلی نظم

جهاندار فرمان روا شاه اکبر

که ملک از پدر تا به آدم گرفته

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 2 - این قطعه در تاریخ فوت جلال الدین اکبر پادشاه گفته شده

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

شکست رنگ که بود آبیار این‌ گلشن

به هر چه می‌نگرم ناله‌ کرده است وطن

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2389

صفای دل به چراغ بقا دهد روغن

نفس نلغزد از آیینه تا بود روشن

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2390

نگار من شتر انگیخت رو به حجره من

پذیره شترش رفت جان ز حجره تن

جامی»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 3 - فی نعت النبی صلی الله علیه و سلم

بهار و گل طرب‌انگیز گشت و توبه‌شکن

به شادی رخِ گل بیخ غم ز دل بر کن

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 388

مکن مکن که روا نیست بی‌گنه کشتن

مرو مرو که چراغی و دیده روشن

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2074

توی که بدرقه باشی گهی گهی رهزن

توی که خرمن مایی و آفت خرمن

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2075

برای چشم تو صد چشم بد توان دیدن

چه چشم داری ای چشم ما به تو روشن

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2082

اگر سزای لب تو نبود گفته من

برآر سنگ گران و دهان من بشکن

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2083

به صلح آمد آن ترک تند عربده کن

گرفت دست مرا گفت تکری یرلغسن

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2085

زهی ز صافی چشم تو چشم جان روشن

نسیم پیش خرام تو بوی پیراهن

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6312

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور