صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 572

غزل شمارهٔ 572

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

قافیہ: اید

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

گهیت از آشنایان یاد ناید

چنین بیگانه بودن هم نشاید

2

که داد آن بخت خوش روزی که ما را

ز در همچون تو خورشیدی در آید

3

شبم کابستن است از قید اندوه

نپندازم کزو صبحی برآید

4

مخوان در بوستان و باغم، ای دوست

که آنجا هم دلم کم می گشاید

5

زبانی می دهم دل را، ولیکن

نهد بر جان ز دیده چند باید

6

مرا گفتی که جان می باید از تو

من بیچاره را دیگر چه باید

7

سر آن ناز بازی کردم، ای باد

که مرگ من ترا بازی نماید

8

رهی بنما که نتوان زیست بی تو

ولیکن خویش را می آزماید

9

نگیرد جز گرفتاران دل را

غزلهایی که خسرو می سراید

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

سر زلف تو یاری را نشاید

که دشمن دوست داری را نشاید

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 571

اگلی نظم

ببین تا دیده چند افسون نماید

که خود را چون تویی بیرون نماید

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 573

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

دلم را ناله سرنای باید

که از سرنای بوی یار آید

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 671

یکی لحظه از او دوری نباید

کز آن دوری خرابی‌ها فزاید

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 682

ز خاک من اگر گندم برآید

از آن گر نان پزی مستی فزاید

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 683

چه سرو است آن که بالا می‌نماید

عنان از دست دل‌ها می‌رباید

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 274

نگفتم روزه بسیاری نپاید

ریاضت بگذرد سختی سر آید

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 275

نگارینی که با ما می‌نپاید

به ما دلخستگان کی رخ نماید؟

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 110

شنیدم مرگ با یزدان چنین گفت

چه بی نم چشم آن کز گل بزاید

علامہ اقبال»ارمغان حجاز»حضور عالم انسانی»بخش 5 - موت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور