صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 50

غزل شمارهٔ 50

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اییرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

شناخت آنکه غم و محنت جدایی را

بمیرد و نبرد سلک آشنایی را

2

به اختیار نگردد کس از عزیزان دور

ولی چه چاره کنم فرقت قضایی را

3

مکن به شمع مه و مهر نسبت رخ دوست

که فرقهاست بسی نور آشنایی را

4

به تیغ پاره که از تن برند و خون ریزند

بدان که گریه خون می کند جدایی را

5

ضرورتست که خوانیم لوح صبر و فراق

چو نیست نقش دگر خامه ختایی را

6

به یاد وصل دل سوخته کند شادم

چنانکه مژده ده باغ روستایی را

7

اگر مشاهده نقد نیست، نقد این است

خزینه ای شمر، ای دوست، بینوایی را

8

مخر به نیم جو آن صحبتی که با غرض است

که راحتی نبود صحبت ریایی را

9

وفای یار موافق مگیر سهل که آن

مفرحی ست عجب بهر جانفزایی را

10

چو عاشقی به خرابات مست رو، ای دل

به اهل زهد بمان توبه ریایی را

11

چو، خسروا، ز فراق است هر زمان دردی

هوس نبرد خردمند دیرپایی را

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بهار پرده برانداخت روی نیکو را

نمونه گشت جهان بوستان مینو را

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 49

اگلی نظم

گذشت عمر و هنوز از تقلب و سودا

نشسته ام مترصد میان خوف و رجا

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 51

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

تفاوتی نکند قدر پادشایی را

که التفات کند کمترین گدایی را

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 21

به کوی عشق مبر زاهد ریایی را

مکن به شهر بدآموز، روستایی را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 649

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور