صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 802

غزل شمارهٔ 802

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

قافیہ: ند

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

نیست به دست امید بخت مرا آن کمند

کافتدش از هیچ رو صید مرادی به بند

2

دعوی عیاریم رفت به کویش فرود

ز آنکه سرم پست شد کنگر قصرش بلند

3

بی سر و پا می دویم تا به کجا سر نهیم

بارگی شاه شد گردن ما در کمند

4

تنگ میا زآه من، چشم بدان از تو دور

نیست رخ خوب را چاره ز دود سپند

5

در ره جولانت چون دیده ما خاک شد

دیده بسی در رهست دور ترک ران سمند

6

هستم ازان گفت تلخ در سکرات فنا

از دمت آخر دمی چاشنیی ده ز قند

7

ای که به بازار حسن قیمت خوبان کنی

پیش زلیخا مگوی «یوسفی آنجا به چند؟»

8

سوخته از پند خلق سوخته تر می شود

کاتش عشق است تیز باد وزان است پند

9

خسرو اگر عاشقی بیم ز کشتن مدار

پیش رخ نیکوان جان نبود ارجمند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هیچ کس از باغ و بر بوی وفایی ندید

در همه بستان خاک مهرگیایی ندید

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 801

اگلی نظم

باز گرفتار شد دل که درین سینه بود

تازه شد اندر دل آن رخنه که دیرینه بود

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 803

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

نیز ابا نیکوان نمایدت جنگ فَنْد

لشکر فریاد، نی خواسته‌، نی سودمند

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 39

غره مشو گر ز چرخ کار تو گردد بلند

زانک بلندت کند تا بتواند فکند

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 896

روز برآمد بلند ای پسر هوشمند

گرم ببود آفتاب خیمه به رویش ببند

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 216

مورنه ای پیش قند تنگ میان را ببند

خاک قناعت بمال بر لب وشکر بخند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4544

از پی صید دگر، تا بجهاندی سمند

ذوق رهایی نیافت، آهوی سر درکمند

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 294

غره مشو گر ز چرخ کار تو گردد بلند

زانکه بلندی دهد، تا بتواند فکند

عطار»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 12

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور