شاعر: امیرخسرو دهلوی
آن که شناسندهٔ این گوهرست
گر همه نفرین کندم در خورست
وان که به تقلید نشست اندر این
نشنوم، ار خود کندم آفرین !
زمین
لقمهای از زهر زده در دهن
مرگ فشردش همه در زیر غن
رودکیمثنویهاابیات به جا مانده از دیگر مثنویهاپاره 5
ساقی من خیزد بیگفت من
آرد آن باده وافر ثمن
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2105
مینروم هیچ از این خانه من
در تک این خانه گرفتم وطن
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2108
ای تو پناه همه روز محن
بازسپردم به تو من خویشتن
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2109
فارسی متن کا ماخذ: گنجور