لقمهای از زهر زده در دهن
مرگ فشردش همه در زیر غن
زمین
آن که شناسندهٔ این گوهرست
گر همه نفرین کندم در خورست
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارمثنویاتشمارهٔ 9 - محض به سخن شناسان حق خورده گیری را قایل است:
ساقی من خیزد بیگفت من
آرد آن باده وافر ثمن
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2105
مینروم هیچ از این خانه من
در تک این خانه گرفتم وطن
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2108
ای تو پناه همه روز محن
بازسپردم به تو من خویشتن
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2109
فارسی متن کا ماخذ: گنجور