صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 41

غزل شمارهٔ 41

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ایرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

جان بر لب است عاشق بخت آزمای را

دستورییی به خنده لب جانفزای را

2

خون مرا بریز و زخونابه وا رهان

خیریست، این بکن ز برای خدای را

3

گفتی به مهر و مه نگر و ترک من بگوی

این رو که داد مهر و مه خودنمای را؟

4

زان شوخ چون وفا طلبم من که بر درش

هرگز ز ننگ می نگرد این گدای را

5

واگشتی، ای صبا، چو بر آن کوی بگذری

آسیب بر چه می زنی آن بوسه جای را

6

مطرب، بزن رهی و مبین زهد من، از آنک

بر سبحه منست شرف چنگ و نای را

7

نازک مگوی ساعد خوبان که خرد کرد

چندین هزار بازوی زورآزمای را

8

ای دوست، عشق چون همه چشم است و گوش نیست

چه جای پند خسرو شوریده رای را

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دیدم بسی زمانه مردآزمای را

سازنده نیست هیچ امیر و گدای را

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 40

اگلی نظم

هنگام آشتی ست بت خشمناک را

دل خوش کنیم لذت روحی فداک را

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 42

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بشنو ز من ترانه غیرت فزای را

گر مردی ای سپند، نگه دار جای را!

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 750

دل تاب ضبط ناله ندارد خدای را

از ما مجوی گریه بی های های را

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 22

دیدم بسی زمانه مردآزمای را

سازنده نیست هیچ امیر و گدای را

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 40

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور