صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 749

غزل شمارهٔ 749

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اندارد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

چشم من خنده شیرین تو گریان دارد

دل من را لب پر شور تو بریان دارد

2

خاطرم میل کند با تو و پیدا نکند

سینه ام درد و غمت دارد و پنهان دارد

3

کس ندارد به جهان آنچه تو داری در حسن

از لطافت همگی پیش تو خود آن دارد

4

گر نبات خط تو سبز بود، نیست عجب

خضر است آنکه سرچشمه حیوان دارد

5

جانم از شوق تو، گر خرقه تن کرد قبا

نتوان گفت درین خرقه که نقصان دارد

6

دل من با سر گیسوی درازت همه شب

تا شبیخون نرود، دست و گریبان دارد

7

شعر خسرو به مثل سحر حلال است، ولی

نتوان گفت که او پایه حسان دارد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گر خم طره ز روی تو جدا خواهد شد

نام رخساره تو نام سما خواهد شد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 748

اگلی نظم

تو مپندار که دوران همه یکسان گذرد

گاه در وصل و گهی در غم هجران گذرد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 750

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

دل عاشق چه غم از شورش دوران دارد؟

کشتی نوح چه اندیشه ز طوفان دارد؟

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3310

رهرو عشق چه پروای مغیلان دارد؟

بیخودی در ته پا تخت سلیمان دارد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3311

تشنگان حال جگر سوختگان می دانند

خبر از تشنه ما ریگ بیابان دارد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3312

هرکه بر پستهٔ خندان تو دندان دارد

جان کشد پیش لب لعل تو گر جان دارد

عطار»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 14

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور