صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1889

غزل شمارهٔ 1889

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

قافیہ: ایی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 15

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

تا داشت به جان طاقت، بودم به شکیبایی

چون کار به جان آمد، زین پس من و رسوایی

2

سرپنجه صبرم را پیچیده برون شد دل

ای صبر، همین بودت بازوی توانایی

3

در زاویه محنت دور از تو چو مهجوران

تنها منم و آهی، آه از غم تنهایی

4

شبها منم و اشکی، وز خون همه بالین تر

عشق این هنرم فرمود، ار عیب نفرمایی

5

گفتی که شکیبا شو تا نوبت وصل آید

تو پیش نظر، وانگه امکان شکیبایی!

6

صد رنج همی بینم، ای راحت جان، از تو

از دیده توان دیدن چیزی که تو بنمایی

7

گر راز برون دادم، دانی که ز بی خویشی

دیوانه بود عاشق، خاصه من سودایی

8

بس در که همی ریزد از چشم تر خسرو

کز دست برون رفتنش سر رشته دانایی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

سمن داری به زیر سبزه یا خود یاسمین داری

رخی داری به از هر دو، هم آن داری، هم این داری

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1888

اگلی نظم

مگر، ای باد نوروزی، گذر بر یار من داری

که گویی این نسیم تازه زان گلزار من داری

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1890

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

هر لحظه جمال خود نوع دگر آرایی

شور دگر انگیزی شوق دگر افزایی

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 974

اِی پادِشَهِ خوبان، داد از غَمِ تَنْهایی

دِل، بی‌‌تو، به جان آمَد؛ وَقْت است که بازآیی

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 493

با هر کی تو درسازی می‌دانک نیاسایی

زیر و زبرت دارم زیرا که تو از مایی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2579

ای شادی آن روزی کز راه تو بازآیی

در روزن جان تابی چون ماه ز بالایی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2613

ما می‌نرویم ای جان زین خانه دگر جایی

یا رب چه خوش است این جا هر لحظه تماشایی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2614

هم پهلوی خم سر نه، ‌ای خواجهٔ هرجایی

پرهیز ز هشیاران وز مردم غوغایی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2615

من نیت آن کردم تا باشم سودایی

نیت ز کجا گنجد اندر دل شیدایی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2616

عیسی چو توی جانا ای دولت ترسایی

لاهوت ازل را از ناسوت تو بنمایی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2617

جانا نظری فرما چون جان نظرهایی

چون گویم دل بردی چون عین دل مایی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2618

ای خواجه، تو چه مرغی؟ نامت چه؟ چرا شایی؟

نی پرّی و نی چرّی ای مرغک حلوایی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2622

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور