صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 805

غزل شمارهٔ 805

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

قافیہ: ید

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

غمزه مردم کشی پرده صبرم درید

من نرسیدم بدو، کام به جانم رسید

2

باد نه ام زین بلا چند توانم گریخت

سنگ نه ام، این جفا چند توانم کشید

3

بی دلم، ای مردمان، توبه نخواهم شکست

عاشقم، ای دوستان، پند نخواهم شنید

4

سوختم، این آه گرم چند نهانی کشم؟

گریه نخواهم گشاد، جامه نخواهم درید

5

دل ز من آن روز برد کو به خوشی خفته بود

باد بر او می گذشت، موی سیه می برید

6

دی که گشادی خدنگ، خوش پسرا، بر شکار

شب همه شب تا به روز در دل من می خلید

7

بهر خدا رخ بپوش یا ز نظر دور مشو

کافت جان بیش ازین ما نتوانیم دید

8

پیش خیال تو دوش از گله دل مرا

قصه به لب می گذشت، اشک برو می دوید

9

در سر خسرو چنان شست خیالت که گر

کار به تیغ اوفتد، زو نتواند پرید

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دل که به غم داد تن آرزوی جان خرید

برگ گیاهی بداد، سرو خرامان خرید

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 804

اگلی نظم

من نشنیدم که خط بر آب نویسند

آیت خوبی بر آفتاب نویسند

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 806

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

یا شبه الطیف لی انت قریب بعید

جمله ارواحنا تغمس فیما ترید

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1012

روی تو چون روی مار خوی تو زهر قدید

ای خنک آن را که او روی شما را ندید

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 889

صبحدمی همچو صبح پرده ظلمت درید

نیم شبی ناگهان صبح قیامت دمید

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 890

نعره آن بلبلان از سوی بستان رسید

صورت بستان نهان بوی گلستان بدید

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 894

تا رقم عاشقی در دلم آمد پدید

عاشقی از جان من نسبت آدم برید

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 140

واقعهٔ عشق را نیست نشانی پدید

واقعه‌ای مشکل است بسته دری بی کلید

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 374

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور