زمین
گفتی که سیاه است تو را خرقه به رنگ
آورده ام این رنگ من از دیر فرنگ
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 41
کردم به طوافِ خانهٔ یار آهنگ
سنگی دیدم نهاده آنجا بر سنگ
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 74
در جستن آن نگار پر کینه و جنگ
گشتیم سراپای جهان با دل تنگ
رودکیرباعیاترباعی شمارهٔ 17
آنجا که عنایتست چه صلح و چه جنگ
ور کار تو نیکست چه تسبیح و چه جنگ
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1076
با همت باز باش و با کبر پلنگ
زیبا به گه شکار و پیروز به جنگ
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1077
برزن به سبوی صحبت نادان سنگ
بر دامن زیرکان عالم زن چنگ
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1078
چون چنگ خودت بگیرم اندر بر تنگ
وز پردهٔ عشاق برآرم آهنگ
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1079
میگردد این روی جهان رنگ به رنگ
وز پرده همی بیند معشوقهٔ شنگ
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1080
یک چند میان خلق کردیم درنگ
ز ایشان بوفا نه بوی دیدیم نه رنگ
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1081
ای بیتو فراخای جهان بر ما تنگ
ما را به تو فخرست و تو را از ما ننگ
سعدیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 92