در جستن آن نگار پر کینه و جنگ
گشتیم سراپای جهان با دل تنگ
شد دست ز کار و رفت پا از رفتار
آن، بس که به سر زدیم و این، بس که به سنگ
زمین
گفتی که سیاه است تو را خرقه به رنگ
آورده ام این رنگ من از دیر فرنگ
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 41
کردم به طوافِ خانهٔ یار آهنگ
سنگی دیدم نهاده آنجا بر سنگ
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 74
ایّامِ زمانه از کسی دارد ننگ
کاو در غمِ ایّام نشیند دلتنگ
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)دم را دریابیم [143-108]رباعی 127
ایام زمانه از کسی دارد ننگ
کو در غم ایام نشیند دلتنگ
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 118
ایّامِ زمانه از کسی دارد ننگ
کو در غم ایّام نشیند دلتنگ
خیامرباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلیرباعیات محتملشمارهٔ 33
آنجا که عنایتست چه صلح و چه جنگ
ور کار تو نیکست چه تسبیح و چه جنگ
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1076
با همت باز باش و با کبر پلنگ
زیبا به گه شکار و پیروز به جنگ
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1077
برزن به سبوی صحبت نادان سنگ
بر دامن زیرکان عالم زن چنگ
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1078
چون چنگ خودت بگیرم اندر بر تنگ
وز پردهٔ عشاق برآرم آهنگ
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1079
میگردد این روی جهان رنگ به رنگ
وز پرده همی بیند معشوقهٔ شنگ
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1080
فارسی متن کا ماخذ: گنجور