زمین
المنة لله که نه شیخم نه مرید
نی طالب علم و نه مدرس نه معید
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 34
احمد که اجل به قتل او تیغ کشید
وز دهر بجز زهر شهادت نچشید
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 36
بر روی زمین به تازگی سبزه دمید
بر صفحه خاک شد خط سبز پدید
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 38
عمری دل من ز شوق یعقوب تپید
یعقوب برفت و روی یعقوب ندید
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 41
از چرخ به هر گونه همی دار امید
وز گردش روزگار میلرز چو بید
حافظرباعیاترباعی شمارهٔ 17
آن را که خدای ناف بر عشق برید
او داند نالههای عشاق شنید
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 473
از شربت سودای تو هر جان که مزید
زآن آب حیات در مزید است مزید
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 521
ای عشق تُوَم انّ عذابی لشدید
ای عاشق تو به زخم تیغ تو شهید
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 558
پرسید مهم که چشم تو مه را دید
گفتم که بدید و مه ز مه میپرسید
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 580
تیری ز کمانچهٔ ربابی بجهید
از چنبر تن گذشت و بر قلب رسید
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 616