زمین
عشقت که به صد هزار جان ارزانی است
بحری است که موج او همه حیرانی است
عطارمختارنامهباب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشقشمارهٔ 1
چندان که نگاه میکنم حیرانی است
سرگشتگی و بی سر و بی سامانی است
عطارمختارنامهباب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگیشمارهٔ 3
هر خاک که زیرِ پایِ هر نادانی است
زُلفینِ بُتی و عارض جانانی است
خیامرباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلیرباعیات محتملشمارهٔ 8