زمین
با آن که دلم از غم هجرت خون است
شادی به غمِ توام ز غم افزون است
رودکیرباعیاترباعی شمارهٔ 2
هر ذره که در هوا و در هامون است
نیکو نگرش که همچو ما مجنون است
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 442
در زلفِ تو صد حلقهٔ دیگرگون است
هر حلقهٔ او تشنهٔ صدصد خون است
عطارمختارنامهباب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوقشمارهٔ 65