صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »دیوان اشعار
  3. »فاتحة الشباب
  4. »غزلیات
  5. »غزل شمارهٔ 2

غزل شمارهٔ 2

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: ی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

حرز جانهاست نام دلبر ما

ما اعزاسمه و ما اعلی

2

نام او گنج نامه لاهوت

گنج پنهان غیب ازو پیدا

3

همه اسما مظاهر ذاتند

همه اشیا مظاهر اسما

4

لا اری فی الوجود الا هو

محو شد نام غیر و نقش سوی

5

هستی مطلق است و وحدت صرف

این هو این انت این انا

6

من و او و تو از میان برخاست

سر وحدت شد از همه یکتا

7

جان جامی ز نکته وحدت

نشکیبد چو ماهی از دریا

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

یا من بدا جمالک فی کل ما بدا

بادا هزار جان مقدس تو را فدا

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1

اگلی نظم

خلیلی لاحت لنا دور سلمی

نشان های سلمی شد از دور پیدا

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بانگ تسبیح بشنو از بالا

پس تو هم سبح اسمه الاعلی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 247

هر که بی‌مشورت کند تدبیر

غالبش بر غرض نیاید تیر

سعدی»مواعظ»مثنویات»شمارهٔ 25

ای پسندیده حیف بر درویش

از برای قبول و منصب خویش

سعدی»مواعظ»مثنویات»شمارهٔ 26

ای که پنجاه رفت و در خوابی

مگر این پنج روزه دریابی

سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 51 - پند

درویشی مُسْتَجاب‌الدَّعوة در بغداد پدید آمد. حَجّاجِ یوسف را خبر کردند. بخواندش و گفت: دعایِ خیری بر من بکن. گفت: خدایا! جانش بستان. گفت: از بهرِ خدای این چه دعاست؟ گفت: این دعایِ خیر است تو را و جملهْ مسلمانان را.

ای زبردستِ زیردست‌آزار

سعدی»گلستان»باب اول در سیرت پادشاهان»حکایت شمارهٔ 11

هر که با بدان نشیند، نیکی نبیند.

گر نشیند فرشته‌ای با دیو

سعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 37

رو تن و جان خویش را بشناس

تا به قرآن رسی ز روی قیاس

شیخ محمود شبستری»سعادت نامه»فصل ششم»بخش 3 - حق الیقین

انت شمس البقا و غیرک فی

کل شی ء سواک لیس بشی

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 447

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور