صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »دیوان اشعار
  3. »فاتحة الشباب
  4. »غزلیات
  5. »غزل شمارهٔ 273

غزل شمارهٔ 273

شاعر: جامی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ید

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 12

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

ز سبزه گرد لب جوی خط تازه دمید

به تازگی خط آیندگان باغ رسید

2

کشید سبزه به زنگار خورده سوزن خویش

به هر دلی که ز دی خارهای غصه خلید

3

ز بس که فیض عطا ریخت بر چمن باران

ز بار منت او گردن بنفشه خمید

4

چراست گرد لب غنچه گشته غرقه به خون

اگر نه صبح به دندان شبنمش نگزید

5

ز لاله شد همه صحرا پر از پیاله لعل

خوشا کسی که می عیش ازان پیاله کشید

6

چو سنگ حادثه بسیار شد ز ژاله به باغ

گل از توهم آن در شکاف غنچه خزید

7

چو خون گشاد ز رگ ارغوان به نشتر برق

هزار قطره برون آمد و یکی نچکید

8

ز نوک خامه جامی هزار گل بشکفت

به سوی او چو نسیم قبول شاه وزید

9

کسی که نکته رنگین ز دفترش ننوشت

گلی ز باغ معانی به دست خویش نچید

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

باز صبح طرب از مطلع امید دمید

نفحات ظفر از گلشن اقبال وزید

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 272

اگلی نظم

تو طفل خردسالی و ما پیر سالخورد

با ما ببین که عشق تو پیرانه سر چه کرد

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 274

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

گذشت عمر به لرزیدنم ز بیم و امید

قضا نوشت‌ مگر سرخطم‌ به‌ سایهٔ بید

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1582

جهان بر ابرویِ عید از هِلال وَسمه کشید

هِلال عید در ابرویِ یار باید دید

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 238

رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید

وظیفه گر برسد، مصرفش گُل است و نَبید

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 239

دریغ! مدحت چون زر و آبدار غزل

که چابکیش نیاید همی به لفظ پدیذ

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 47

سلام بر تو که سین سلام بر تو رسید

سلام گرد جهان گشت جز تو نپسندید

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 955

قلم به یاد تو در مشت من نمی‌گنجد

که دیر شد که نرفته‌ست در دوات امید

سعدی»خبیثات و مجالس الهزل»خبیثات»شمارهٔ 28

به سمع خواجه رسانید اگر مجال بود

که ای خزانهٔ ارزاق را کف تو کلید

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 117 - ظاهرا در مدح صاحب دیوان است

ز راه رفتن و آسودنم چه سود و زیان

چو هر دو معنی نتوان همی معاینه دید

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 85

درین مقام طرب بی تعب نخواهی دید

که جای نیک و بدست و سرای پاک و پلید

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 62 - در عزت عزلت و قناعت گوید

بیار باده که گردون بکام ما گردید

مثال غنچه نواها ز شاخسار دمید

علامہ اقبال»پیام مشرق»می باقی»غزل شمارهٔ 14

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور