صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »دیوان اشعار
  3. »فاتحة الشباب
  4. »غزلیات
  5. »غزل شمارهٔ 872

غزل شمارهٔ 872

شاعر: جامی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: قکرده

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

رسید ترک من از تاب می عرق کرده

شکسته طرف کله جیب جامه شق کرده

2

صفای سینه اش از چاک پیرهن چون صبح

هزار دلشده را اشک چون شفق کرده

3

به اتفاق جهانی گذشته از دل و دین

به هر کجا گذری کیف ما اتفق کرده

4

برای باده و نقلش صبا به صحن چمن

ز لاله کاسه نهاده ز گل طبق کرده

5

نثار او همه جانها کم است و او ز کرم

قناعت از من بیدل به یک رمق کرده

6

ز شرح دل ورقی بیش نیست چهره زرد

که خامه مژه تحریر آن ورق کرده

7

اگر چه منکر می بود سابقا جامی

کنون تلافی انکار ماسبق کرده

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

رسید یار طریق جفا رها کرده

گره ز ابرو و برقع ز روی وا کرده

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 871

اگلی نظم

منم چو صبح ز شوق تو جامه شق کرده

ز مهر عارض تو اشک چون شفق کرده

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 873

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

نه سرخ چهره خورشید را شفق کرده

که از خجالت روی تو خون عرق کرده

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6606

منم چو صبح ز شوق تو جامه شق کرده

ز مهر عارض تو اشک چون شفق کرده

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 873

رخت که همچو گل از تاب می عرق کرده

هزار جامه جان را چو غنچه شق کرده

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 874

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور