صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 6606

غزل شمارهٔ 6606

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: قکرده

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

نه سرخ چهره خورشید را شفق کرده

که از خجالت روی تو خون عرق کرده

2

بگو به غمزه که شمشیر در نیام کند

که شرم کشور حسن ترا نسق کرده

3

کجا خورد غم دل کودکی که مصحف را

همیشه ختم به گرداندن ورق کرده

4

شده است زورق خورشید و ماه طوفانی

ز تاب می گل روی تو تا عرق کرده

5

ز روی ساده به هر کس که هم سبق شده ای

صحیفه دل خود ساده از سبق کرده

6

فتد چو کار به سر، کار ذوالفقار کند

به تیغ آه دلی را که درد شق کرده

7

ز خلق صائب هر کس که روی گردان شد

به هر طرف که کند روی، رو به حق کرده

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

رخی به شبنم می همچو برگ لاله بده

دگر به هر که دلت می کشد پیاله بده

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6605

اگلی نظم

عرق به برگ گلت می دود شتاب زده

نگاه گرم که این نقش را بر آب زده؟

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6607

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

رسید ترک من از تاب می عرق کرده

شکسته طرف کله جیب جامه شق کرده

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 872

منم چو صبح ز شوق تو جامه شق کرده

ز مهر عارض تو اشک چون شفق کرده

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 873

رخت که همچو گل از تاب می عرق کرده

هزار جامه جان را چو غنچه شق کرده

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 874

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور