نی در دستم ز گنج دانش درمی
نی از پایم به راه بینش قدمی
خوش آنکه ز لطف سود نوک قلمی
بگذاشت به لوح هستی از من رقمی
زمین
چون هست شفیع چون تو صاحب کرمی
کس را نبود در همه آفاق غمی
عطارمختارنامهباب دوم: در نعت سیدالمرسلین صلّی اللّه علیه و سلّمشمارهٔ 11
ای صبح چو امشب تو ز اهلِ حَرَمی
هندوی توام، مباش ترکی عجمی
عطارمختارنامهباب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح داردشمارهٔ 2
دنیای دنی چیست سرای ستمی
افتاده هزار کشته در هر قدمی
عطارمختارنامهباب چهاردهم: در ذَمّ دنیا و شكایت از روزگار غدّارشمارهٔ 4
فارسی متن کا ماخذ: گنجور