ای صبح چو امشب تو ز اهلِ حَرَمی
هندوی توام، مباش ترکی عجمی
زنهار مَدَم که در دل آتش دارم
آتش گردم گر بدمد صبح دمی
زمین
نی در دستم ز گنج دانش درمی
نی از پایم به راه بینش قدمی
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 64
چون هست شفیع چون تو صاحب کرمی
کس را نبود در همه آفاق غمی
عطارمختارنامهباب دوم: در نعت سیدالمرسلین صلّی اللّه علیه و سلّمشمارهٔ 11
دنیای دنی چیست سرای ستمی
افتاده هزار کشته در هر قدمی
عطارمختارنامهباب چهاردهم: در ذَمّ دنیا و شكایت از روزگار غدّارشمارهٔ 4
فارسی متن کا ماخذ: گنجور