جامی»دیوان اشعار»فاتحة الشباب»رباعیات»شمارهٔ 114شمارهٔ 114شاعر: جامیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: هہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدر غیرتم از صبا که چون بیگه و گهگستاخ رود به کوی آن زیبا مه2نقل کریںاو می رود و من از قفا می گویمگریان گریان که لیتنی کنت معه◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای در دل تو هزار مشکل ز همهمشکل شود آسوده تو را دل ز همهجامی»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 113اگلی نظماز شرب مدام و لاف مشرب توبهوز عشق بتان سیم غبغب توبهجامی»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 115زمینہم وزن و قافیہ نظمیںای دوست مرا دمدمه بسیار مدهکاین دمدمه میخورد ز من هر که و مهرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1608ما را نه ترنج از تو مرادست نه بهتو خود شکری پسته و بادام مدهسعدی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 125گفتی گله کردهای ز من با که و مهبهتان چنین بر من بیچاره منهسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 353ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
ای دوست مرا دمدمه بسیار مدهکاین دمدمه میخورد ز من هر که و مهرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1608
ما را نه ترنج از تو مرادست نه بهتو خود شکری پسته و بادام مدهسعدی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 125
گفتی گله کردهای ز من با که و مهبهتان چنین بر من بیچاره منهسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 353