سعدی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 125رباعی شمارهٔ 125شاعر: سعدیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: هہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: رباعیصداکار: محسن لیلهکوهیآڈیومحسن لیلهکوهیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیومحسن لیلهکوهیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںما را نه ترنج از تو مرادست نه بهتو خود شکری پسته و بادام مده2نقل کریںگر نار ز پستان تو که باشد و مههرگز نبود به از زنخدان تو به◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیک روز به اتفاق صحرا من و تواز شهر برون شویم تنها من و توسعدی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 124اگلی نظمنه سرو توان گفت و نه خورشید و نه ماهآه از تو که در وصف نمیآیی آهسعدی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 126زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدر غیرتم از صبا که چون بیگه و گهگستاخ رود به کوی آن زیبا مهجامی»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 114ای دوست مرا دمدمه بسیار مدهکاین دمدمه میخورد ز من هر که و مهرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1608گفتی گله کردهای ز من با که و مهبهتان چنین بر من بیچاره منهسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 353آڈیوصداکار منتخب کریںمحسن لیلهکوهیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیک روز به اتفاق صحرا من و تواز شهر برون شویم تنها من و توسعدی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 124
اگلی نظمنه سرو توان گفت و نه خورشید و نه ماهآه از تو که در وصف نمیآیی آهسعدی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 126
ای دوست مرا دمدمه بسیار مدهکاین دمدمه میخورد ز من هر که و مهرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1608
گفتی گله کردهای ز من با که و مهبهتان چنین بر من بیچاره منهسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 353