صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »دیوان اشعار
  3. »فاتحة الشباب
  4. »غزلیات
  5. »غزل شمارهٔ 422

غزل شمارهٔ 422

شاعر: جامی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ونمیخورد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

این همه خون از لب لعل تو دل چون می خورد

انگبین نتوان چنین خوردن که او خون می خورد

2

شیخ شهر ما که بودی شهره در کم خوارگی

از همه در دور لعلت باده افزون می خورد

3

جز گل حسرت نیارد بار در باغ امید

خار مژگانم که آب از اشک گلگون می خورد

4

دل پر است از زخم شمشیر بلا روز فراق

همچو آن پر دل که زخم اندر شبیخون می خورد

5

سیل اشکم درنمی آید به چشم آن ماه را

گرچه هر شب موج آن بر اوج گردون می خورد

6

می کشد هر دم زمین در خود ز چشمم بحر خون

تشنه ای گویی دم آبی ز جیحون می خورد

7

جور تو جز بر دل جامی نمی آید بلی

سنگ کز لیلی رسد بر جام مجنون می خورد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

عاشق به سینه بهر تو پیکان فرو خورد

مانند ریگ تشنه که باران فرو خورد

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 421

اگلی نظم

چو نی از ناله بیشم قصه هجران فرو ریزد

دلم گردد ز غم خون خونم از مژگان فرو ریزد

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 423

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

این جواب آن غزل صائب که راقم گفته است

تیغ دایم آب در جو دارد و خون می خورد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2399

خون مردم را چون آب آن لعل میگون می خورد

آب را نتوان چنین خوردن که او خون می خورد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2400

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور