صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2400

غزل شمارهٔ 2400

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ونمیخورد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

خون مردم را چون آب آن لعل میگون می خورد

آب را نتوان چنین خوردن که او خون می خورد

2

عشق مجنون را به خلوتگاه وحدت برده است

ناقه لیلی عبث گردی به هامون می خورد

3

پای لیلی را نگارین می کند خوناب درد

گر به سنگی در بیابان پای مجنون می خورد

4

برگ سبزی نیستم ممنون چرخ و انجمش

مرغ در کنج قفس روزی ز بیرون می خورد

5

(سرو دلگیرست از بدگویی مرغان باغ

هر چه ناموزون بود بر طبع موزون می خورد)

6

تا زماه نو فلک آرد لب نانی به دست

از شفق هر شام صائب غوطه در خون می خورد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

این جواب آن غزل صائب که راقم گفته است

تیغ دایم آب در جو دارد و خون می خورد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2399

اگلی نظم

گر به ظاهر جسم را روشن گهر می پرورد

بر امید کاستن همچون قمر می پرورد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2401

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

این همه خون از لب لعل تو دل چون می خورد

انگبین نتوان چنین خوردن که او خون می خورد

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 422

این جواب آن غزل صائب که راقم گفته است

تیغ دایم آب در جو دارد و خون می خورد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2399

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور