صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »دیوان اشعار
  3. »فاتحة الشباب
  4. »غزلیات
  5. »غزل شمارهٔ 43

غزل شمارهٔ 43

شاعر: جامی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ارانرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

گذشت از حد خروش و گریه ابر نوبهاران را

کجا دانست یارب درد و داغ دل فگاران را

2

مبار ای ابر روز گشت آن چابک سوار آخر

که دیده بر ره است از دیرباز امیدواران را

3

ازین عشق جگرخواره چه دارم چشم بهبودی

که بر داده به باد نیستی چون من هزاران را

4

ز جام نیم خورد او کجا یک جرعه تا بینی

چو عهد من شکسته توبه پرهیزگاران را

5

چنین کز باده عشرت به خواب مستی شبها

چه دانی محنت بی خوابی شب زنده داران را

6

سزد کز بی کسی چون من عنان دوستی پیچد

بتی کو بسته فتراک بیند شهریاران را

7

سمند ناز جولان ده به ره گو کشته شو جامی

اگر ضایع شود موری چه نقصان شهسواران را

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

رحمی بده خدایا آن سنگدل جوان را

یا طاقتی و صبری این پیر ناتوان را

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 42

اگلی نظم

معلم گو مده تعلیم بیداد آن پریرو را

که جز خوی نکو لایق نباشد روی نیکو را

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 44

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ز منع افزون شود شوق گرستن بی قراران را

که افزاید رسایی از گره در رشته باران را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 409

ز خلوت نیست بر خاطر غمی وحدت شعاران را

گره در دل ز پیوندست دایم شاخساران را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 410

فروغ مهر باشد دیده اخترشماران را

صفای ماه باشد جبهه شب زنده داران را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 411

نمی خواهیم روی تلخ ابر نوبهاران را

به مشت خار ما سرگرم کن آتش عذاران را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 412

شکست رنگ تا رسوا نسازد بی قراران را

جگر خونست از بیم نگاهت رازداران را

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 14

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور