جامی»دیوان اشعار»فاتحة الشباب»قطعات»شمارهٔ 42شمارهٔ 42شاعر: جامیوزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)قافیہ: هہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںحرص چه ورزی که ز سودا و سودپنج تو شش گردد و هشت تو نه2نقل کریںرنج طلب را همه بر خود مگیریطلبک الرزق کما تطلبه◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا نیفتادت ز کار ای پیر کار از رعشه دستنامدت باور که ناید هیچ کار از دست توجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 41اگلی نظمبه مه آن رخ چرا کنم تشبیهترک تشبیه ناموجه بهجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 43زمینہم وزن و قافیہ نظمیںچون دل شب حاملهٔ مهر گشتبر شب حامل مه کامل گذشتامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مثنویات»شمارهٔ 48 - صبحای ز همه صورت خوب تو بهصورک الله علی صورتهجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 834سیب زنخدان تو را به ز بهیافت دلم متعه الله بهجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 835ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتا نیفتادت ز کار ای پیر کار از رعشه دستنامدت باور که ناید هیچ کار از دست توجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 41