جامی»دیوان اشعار»فاتحة الشباب»قطعات»شمارهٔ 41شمارهٔ 41شاعر: جامیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ارازدستتوصنف: قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتا نیفتادت ز کار ای پیر کار از رعشه دستنامدت باور که ناید هیچ کار از دست تو2نقل کریںچیست دانی جنبش دستت چنین بی اختیاریعنی ای غافل برون است اختیار از دست تو◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدرین نشیمن حرمان مکن به کس پیوندکه هر کسی که نهی دل بر آشنایی اوجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 40اگلی نظمحرص چه ورزی که ز سودا و سودپنج تو شش گردد و هشت تو نهجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 42ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدرین نشیمن حرمان مکن به کس پیوندکه هر کسی که نهی دل بر آشنایی اوجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 40